مقاله

بیوگرافی Kane: یک داستان از Command Conquer

قسمت دوم

دوستان نوشتن و تهیه کلیپ‌ها و عکس‌های این پست نیازمند زمان و انرژی زیادی است، لذا من به صورت قسمت به قسمت این پست رو آپدیت می‌کنم، همچنین در صورتی که فیدبک‌ها و استقبال از این پست بالا باشه، سعی می‌کنم خیلی زودتر تمام قسمت‌هارو بزارم.

Command Conquer یکی از سری‌های خاطره انگیز است که اولین بار در سال 1995 توسط استودیو Westwood ساخته و توسط Electronic Arts منتشر شد، این بازی شاید برای نسل جدید چندان خاطره انگیز نباشد اما بازیکنان قدیمی‌خاطرات بسیاری با این سری به خصوص نسخه‌های اول آن دارند و می‌توان با اطمینان گفت که بسیاری با این سری بزرگ شده اند. اما شاید کمتر کسی مراحل داستانی این بازی را تجربه کرده باشد و حتی اگر هم تجربه کرده باشد، میتوانم حدس بزنم که اصلا به داستان توجه ای نکرده و جزو آن دسته از دوستانی بوده که کات سین‌های بازی را رد می‌کرده و مستقیم سراغ اصل مطلب میرفته، اما بهتره بدونید که این بازی یک داستان خطی و دنباله دار داره که با Kane شروع میشه و با Kane هم تموم.

تمام داستان و کات سین‌ها در سری‌های Command Conquer موجود است که به ترتیب زیر می‌باشد و پست به ترتیب آن دنبال خواهد شد.

 ( قسمت اول ) Command & Conquer Red Alert 1
 ( قسمت اول ) Command & Conquer
 ( قسمت دوم ) Command & Conquer Tubrium Sun
 ( قسمت دوم ) Command & Conquer Tubrium Sun – Firestorm
 ( قسمت سوم به زودی ) Command & Conquer 3: Tiberium Wars
 ( قسمت سوم به زودی ) Command & Conquer 3: Kane’s Wrath
Command & Conquer 4: Tiberian Twilight


کسی که گذشته را کنترل می‌کند، آینده را فرمان می‌دهد. کسی که آینده را فرمان می‌دهد گذشته را تسخیر می‌کند.
– Kane

قابیل‌هابیل را به مرگ می‌کشاند (توسط ژاک تیسوت، قرن هجدهم)
قابیل‌هابیل را به مرگ می‌کشاند (توسط ژاک تیسوت، قرن هجدهم)

هزاران سال پیش، دو برادر بودند، Cain (قابیل) کشاورز و Abel (هابیل) چوپان. قابیل به برادرش‌هابیل حسادت می‌ورزد و برادرش را می‌کشد، خداوند به عنوان مجازات قابیل را نفرین می‌کند و امر می‌کند که زمینی که قابیل بر روی آن کار کرده روزیش را فراهم کند و نشانه ای بر وی گذاشت که نه خودش و نه هیچ کس نتواند به زندگی اش پایان دهد. قابیل (Kane) از محضر خداوند بیرون رفت و در سرزمین Nod اقامت گزید.

نشانی که خداوند قابیل (Kane) را با آن مشخص کرد (توسط فرانسوا-نیکلاس چیفلارت، قرن نوزدهم)
نشانی که خداوند قابیل (Kane) را با آن مشخص کرد (توسط فرانسوا-نیکلاس چیفلارت، قرن نوزدهم)

بر اساس کتاب مقدس، قابیل (Kane) با گذشت سالها پژمرده نشد. این علامت که بخشی از وجود او شده بود باعث ایجاد یک مرد فناناپذیر شده بود. در قرون بعد، کین یک سازمان مخفی به نام اخوان ناد (Brotherhood of Nod) تاسیس کرد. هدف و اعتقاداتش در این مرحله از زندگی چندان مشخص نیست، اما این احتمال وجود دارد که Kane همین الان هم از وجود تیبریوم (Tiberium) و مزیت‌های بسیار آن اطلاع داشته باشد. در برهه ای از تاریخ، کین و اسکرین (Scrin) با هم برخوردی داشتند و بعد از آن مسیر آنها جدا از یکذیگر شد:

THE SUPERVISOR: این موجود (Kain) از قبل در هسته داده وجود دارد, اطلاعات ژنتیکی آن ناشناخته است. (ملاقات نامعلوم Kane و Scrin)

قابیل (Kane) سرگردان روی زمین (توسط فرناند کورمون، قرن نوزدهم)
قابیل (Kane) سرگردان روی زمین (توسط فرناند کورمون، قرن نوزدهم)

این جلسه به هر شکلی که بود می‌تواند منبعی بر “پیشگویی”‌های Kane در مورد Tiberium باشد. آیا Kane باور داشت که آنها (Scrin) او را هدایت می‌کنند؟ به یک سیاره دیگر؟ یک جهان دیگر؟ یا یک حالت دیگر از وجودیت؟ ما هیچوقت نخواهیم فهمید. شاید فکر می‌کرد که می‌تواند از Tiberium و Scrin به عنوان راهی برای فرار از جاودانگی اش استفاده کند، به یک روش یا دیگری. اما بازم می‌گویم، ما هرگز نخواهیم فهمید، شاید اصلا همیه اینها فقط برای قدرت بود.

او شروع به انجام یک بازی طولانی کرد. در سایه‌ها و در نقش‌های مختلف زندگی می‌کرد و او با استفاده از طول عمر، دانش اخروی یا شاید فقط از کاریزمای خود اعضای اخوان نود جلب و به خود وفادار می‌کرد. کین در این گروه مخفی به عنوان یک پیامبر بشارت داده شد، کین ذائقه قدرت داشت و اخوان به او اجازه دادند تا به آن دست یابد. او می‌دانست که بالاخره روزی می‌رسد که باید از سایه‌ها خارج شود و Kane آن روز را معراج می‌خواند.

در طول سال‌ها، عوامل Nod با ظرافت مسیر تاریخ را به نفع خود شکل دادند که جسورترین نمونه شناخته شده از این تغییر شکل‌ها، فروپاشی کامل اتحاد جماهیر شوروی بود. به دنبال جنگ جهانی دوم. در طول جنگ، Kane نقش مشاور شخصی استالین بود. استالین به یکدنده بودن و احساسات ناپایدار شناخته می‌شد و زیر دستان خود را از روی هوی و هوس از بین می‌برد. اما وقتی مشاور او Kane در گوشش زمزمه می‌کرد، استالین توقف می‌کرد و به هر کلمه اون گوش می‌کرد، گفته‌های او را هرگز زیر سوال نمی‌برد و هرگز بحث نمی‌کرد.

سکانس پایانی C&C Red Alert 1 که به معراج و ظهور Kain توسط Nadia اشاره شده است (از اعضای اخواد ناد که در نهایت توسط Kain کشته می‌شود)

در اواخر قرن 20، ناد برای ورود پیش بینی شده آماده می‌شد و از چندین پست فرماندهی در سراسر دنیا با معبد ناد سارایوو در راس آن کار می‌کرد. از زمان ورود به صحنه جهانی در دهه 1990، اخوان علناً خودش را به عنوان حزبی با ایدئولوژی ضد غربی، با طرح‌هایی برای متحد کردن ملل جهان سوم زیر پرچم خود معرفی می‌کرد، این چیزی بود که آنها به دنیا می‌گفتند.

معبد سارایوو که اقامتگاه Kane و مرکز اصلی دیگر مراکز فرمانده ای Nod بود.
معبد سارایوو که اقامتگاه Kane و مرکز اصلی دیگر مراکز فرمانده ای Nod بود.

در سال 1995، یک شهاب سنگ حامل تیبریوم به ایتالیا سقوط کرد، و از آنجا کریستال در سراسر جهان پخش شد. رشد Tiberium به سرعت رو به افزایش بود و این موضوع باعث آب و هوای گرمتر شده بود که همین موضوع باعث ایجاد روابط میان ناد و ملت‌های استوایی شده بود، اخوان به آنها در تأمین منابع بسیار کمک می‌کردند و این باعث وابستگی ملل‌های استوایی شده بود، انگار که همه چیز از قبل برنامه ریزی شده بود و این باعث گسترده شدن ریشه اخوان ناد در جهان شده بود، اگر کریستال برای ملل‌های دیگر یک بدبختی بود، برای Kane و اخوان یک فرصت و یک پیشرفت بود، درست مانند گفته Kane:

 

آنها یک ناهنجاری علمی، یک چیز عجیب می‌بینند.
من آینده را می‌بینم.
زمانی که آنها در جهل سرسختانه خود هستند، من ادامه می‌دهم (برداشت خودم از این جمله هست)

اخوان ناد در این مرحله بدون شک برای سلطه بر جهان می‌جنگیدن، اما لزوماً بحث سلطه عادی مطرح نبود. کنترل سیاره زمین به معنای کنترل تمام تیبریوم روی زمین بود و این همان چیزی بود که کین پس از آن بود.

>> SETH: من سیث هستم.
>> SETH: فقط، سیث.
>> SETH: از خدا، به کین، به سیث.
>> SETH: من دست راست او (Kain) هستم
>> SETH: و من وظیفه ای برای شما دارم.

Kane احمق نبود اما در انتخاب دوستان چندان موفق نبود، Seth نام خود را از پسر سوم آدم و حوا گرفت، Seth در طول اولین جنگ تیبریوم جانشین Kane در امور فرمانده ای بود و بر فرماندهان سطح پایین Nod نظارت می‌کرد. اینجا جایی هست که ما در قالب یک فرمانده جوان نو ظهور وارد داستان می‌شویم که Seth به عنوان فرمانده ارشد بر ما نظارت می‌کند و دستورات را به ما ابلاغ می‌کند، Seth یک مرد بلند پرواز و حسود بود و ظهور یک فرمانده جوان که موفقیت‌هایش چشم Kane را به خود جلب کرده بود را یک تهدید شخصی تلقی کرده بود. Kane از این فرمانده جوان برای ماموریت‌های ویژه و مهم به فرمان مستقیم خودش استفاده می‌کرد، Seth متوجه این موضوع شده بود و از اینکه این فرمانده جوان در حال قدرت گرفتن بود هراس داشت. Seth تصمیم گرفت که با یک ماموریت خطرناک و غیر ممکن، آن فرمانده جوان را از موقعیت خود حذف کند…

>> SETH: کین نسبت به حمله به آمریکا محتاطانه عمل می‌کند،
>> SETH: اما من احساس می‌کنم زمان آن فرا رسیده است
>> SETH: و اینکه شما کسی هستید که این کار را انجام می‌دهد.
>> SETH: این پنتاگون است.
>> SETH: حمله کامل از جلو با
قویترین نیروها
>> SETH: باید عملکرد مرکز عملیاتی نظامی‌آنان را تا پاسخ مناسب گیج کند
KANE: بله …
KANE: قدرت با سرعتی بیشتر از چیزی که دیگران فکر می‌کنند جابجا می‌شود
KANE: من کین هستم.

علی رغم برتری‌های زودهنگام و برتری در تحقیقات تیبریوم، Nod قادر به متوقف کردن پیشروی تانک‌های قدرتمند Juggernaut نبود، این از ایده‌های فوق العاده اتحادیه جهانی Global Defense Initiative (GDI) بود که باعث متوقف کردن اخوان ناد شد. جنگ اول Tiberium رسما به پایان خودش رسیده بود، چرا که GDI اقدام به شلیک Ion Cannon بر معبد سارایوو ناد کرد.

انفجار ممکن است که Kane را نکشته باشد، اما او قطعا بدون آسیب فرار نکرد، اگرچه GDI او را در رسانه‌های خود مرده اعلام کرد، اما آنها هرگز قادر به بازیابی بدنی از Kane نبودند. Kane آسیب جدی دیده بود و به طور کامل از اخوان رو به زوال به مدت 30 سال و بیشتر دور شده بود، کسی از مخفیگاه دقیق آن با خبر نبود اما به احتمال زیاد او در درون هرم ناد در قاهره که صندلی جدید قدرت او تلقی می‌شد مخفی شده بود.

هرم ناد در قاهره
هرم ناد در قاهره

اخوان ناد چیزی نبود که با یک جنگ و حتی با نابودی Kane به کل نابود شود، آنها در جهان ریشه دوانده بودند و جناح‌های بسیاری در دنیا همچنان به ناد و اهدافش وفادار بودند، اما در میان تمام جناح‌های باقی مانده، بزرگترین آنها در خاورمیانه و تحت کنترل شخصی به نام “ژنرال حسن” قرار داشت، یک رهبر ضعیف که موقعیتش توسط GDI حفظ شده و مطیع اوامر آنها بود.

ژنرال حسن
ژنرال حسن

به ژنرال حسن اجازه داده شده بود که رهبری ضعیف و آسیب پذیر خود را در ازای گزارش فعالیت مستقیماً به سلیمان (ژنرال عالی رتبه GDI) و خاموش کردن افراد مشکل ساز حفظ کند.

>> حسن: من مشکل دارم.
>> سلیمان: فقط به من بگو که اسلاویک مرده.
>> حسن: فرار کرد.
>> سلیمان: انتظار داری
که من اینو باور کنم؟
>> حسن: اینکه اون (اسلاویک) رو به عنوان یکی از جاسوس‌هاتون جا بزنید
یک اشتباه بزرگ بود
>> حسن: او بیشتر از آنچه که فکر می‌کردیم پشتیبان دارد!
>> سلیمان: پس …
>> سلیمان: قبل از آشکار شدن حقیقت براش پاپوش بدوز و به زندگیش پایان بده
>> سلیمان: و حسن …
>> سلیمان: اگر او قدرت بیشتری کسب کند،
>> سلیمان: تو برای ما بی فایده خواهی شد،
>> سلیمان: و چیزهای بی فایده همیشه راهی برای ناپدید شدن خواهند داشت..

با این توافق بود که بقایای ناد درست زیر پاشنه GDI خفظ شد، در این زمان بود گروهی به نام فراموش شدگان ظهور کردند و به اهمیت جهانی رسیدند، فراموش شدگان آن دسته از کسانی بودند که توسط تیبرویم کشته نشده بودند (تیبریوم یک ماده سمی‌برای انسان است و در صورت تماس مستقیم می‌تواند باعث مرگ شود) و بلکه توسط آن جهش پیدا کرده بودند، در واقع فراموش شدگان به عنوان قبایل تیبریوم شناخته می‌شدند که در میان آن زندگی می‌کردند، رهبر آنها فردی به نام تراتوس است که نگهبان Tacitus است و تمام اطلاعات بیگانه در مورد آن و تیبریوم را می‌داند، تراتوس قادر به ترجمه آن اطلاعات بود و به اجبار Kane او تمام اطلاعاتی که Kane نیاز داشت را به او داد و سرانجام Kane به تمام اطلاعاتی که در مورد تیبرویم نیاز دارد دسترسی داشت.

اما Tacitus (تاکیتوس) چیست؟ Tacitus ماتریس داده‌های بیگانگان باستان است که ریشه وجودیت آن ناشناخته است و هزاران سال است که در زمین وجود دارد. بخش کوچکی از آن در معبد باستانی تاکیتوس در بولیوی نگهداری می‌شد. تاکیتوس اطلاعات مربوط به تیبریوم و اسکرین (بیگانگان) را در خود نگه می‌دارد. هر چند که به نظر نمی‌رسد تاکیتوس از طراحی‌های Scrin باشد.

بر اساس آخرین پروژه Black Hand و پیشرفت‌های زودهنگام در آن، پروژه ReGenesis به مراحل پایانی خودش نزدیک می‌شد و حرکت بعدی Kane تنها Divination بود. ReGenesis یک پروژه ای بود که هدف آن ایجاد نسل بعدی انسان‌ها بود، تزریق مستقیم Tiberium به جریان خون باعث یک جهش کنترل شده در انسان می‌شد که همین امر تحمیل مرحله بعدی تکامل به انسان بود، یک موجود الهی قوی تر که قادر به رشد در دنیای تیبریوم خواهد بود.

The Black Hand Of Nod تقریباً به اندازه خود اخوان قدیمی‌است. دست سیاه‌ها حافظان و تبلیغ کنندگان کلمه kane بودند. در طول جنگ اول تیبریوم. آنها بر آزمایش‌های جهش انسانی – تیبریوم (پروژه ReGenesis) نظارت می‌کردند.

در سال 2030، ژنرال حسن توسط وفادارترین پیرو Kane، آنتون اسلاویک برکنار شد، این حرکت شروعی بر متحد شدن دوباره اخوان ناد تحت رهبری Kane بود، کینی که به ظاهر از مرگ بدون هیچ آسیبی برگشته بود..

>> اسلاویک: برادران!
>> اسلاویک: ما دوباره متحد و کامل شده ایم!
>> اسلاویک: این بیماری (ژنرال حسن) قطع شد!
>> اسلاویک: به نام کین.

>> جمعیت: KANE در مرگ زندگی می‌کند!
>> اسلاویک: به نام کین!
>> جمعیت: KANE در مرگ زندگی می‌کند!
>> اسلاویک: به نام کین!
>> جمعیت: در مرگ….
کین: KANE زندگی می‌کند!
>> KANE: حاکم مقبره، حسن،
>> KANE: تو نمی‌تونی مسیح رو بکشی…

اسلاویک مردی بی رحم و به شدت در ایمان خود به Kane محکم بود. حتی با گذشت سی سال از شلیک Ion Cannon به اقامتگاه Kane، او هنوز در حال بهبودی بود و بخش بالایی صورتش را با ماسک بازسازی کننده پوشانده بود، به همین این دلیل او فقط می‌توانست از دور به اخوان ناد فرمان دهد و ضعف چهره اش را توسط دستکاری ویدئو در زمان واقعی پنهان کرده بود، بنابراین اسلاویک به جای او ناد را هدایت می‌کرد و با گذشت زمان، اسلاویک به جانشین به نام او تبدیل شده بود. Divination تنها چیزی نبود که کین از Tacitus آموخته بود..

>> KANE: تاکیتوس از موشک‌های Tiberium به من گفت،
>> KANE: از کشتی‌های پرواز ناپذیر،
>> KANE: جهش ژنتیکی در زمان واقعی.
>> KANE: بیش از بیگانه،
>> KANE: بیش از انسان است.
>> KANE: گام بعدی در تکامل ما به عنوان یک گونه!

ناد حداقل از جنگ اول و شاید خیلی قبل تر فناوری Scrin را تقلید می‌کرد، اما دارندگان اصلی این فناوری هرگز ناپدید نمی‌شدند و بالاخره روز بازگشت آنها فرا می‌رسید چرا که Scrin ایجاد کننده Tiberium بود و به عبارتی پایگیر آن بود چرا که منبع و حتی تابش آن وسیله زندگی آنان بود. اساساً برای پرورش Tiberium، آنها شهاب سنگ حاوی کریستال به سیارات میزبان ارسال می‌کردند، سپس Tiberium را در آنجا برای مدتی رها می‌کردند تا مواد معدنی پوسته زمین را تخلیه کند، و اکثریت بومی‌های آن سیاره را بکشد. سپس Scrin وقتی سیاره به ظرفیت خود می‌رسید برای مرحله برداشت باز می‌گشت.
برنامه درون برنامه، Divination فقط وسیله‌ای برای رسیدن به هدف بود، و نه خود پایان. Kane قصد داشت Scrin را به زمین احضار کند. برخی به نوعی نقشه او را از قبل می‌دانستند اما با آشکار شدن Tactitus، او کار بر روی کلاهک Tiberium را شروع کرد، موشکی که تغییر دهنده جهان بود و کل سطح سیاره زمین را با Tiberium می‌پوشاند. این موشک هرگز شلیک نشد. پس از یک جنگ کوتاه و خونین، GDI هرم ناد را محاصره کرد و فرمانده مک نیل توانست وارد هرم شده و خود را به Kane برساند…

MCNEIL: نه در دنیای من! (اشاره به برنامه Kane)

اما اگر موشک پرتاب شد، تاریخ شکل متفاوت تری به خود می‌گرفت، در یک فلش نور، Kane به آرزوی دیرینه خود می‌رسید و از روی سطح زمین ناپدید می‌شد. Divination یک دروغ و صرفا برای ظاهر بود و هدف نهایی و واقعی Kane این بود که طلسمی‌که سالها او را اسیر خودش کرده را بشکند و از سیاره زمین برود. البته فراموش نکنیم که حوادث به این شکل پیش نمی‌رفت….

فرمانده مایکل مک نیل
فرمانده مایکل مک نیل

“تنها چیزی که اکنون می‌دانم این است که کین مرده است.
هیچ راهی برای فرار او وجود ندارد
اینبار، من شاهد خاموش شدن چشم‌های این شیطان بودم”
 – گزارش شخصی: فرمانده مایکل مک نیل

در طول جنگ دوم Tiberium، اسلاویک و افسرانش توسط یک هوش مصنوعی بی عاطفه به نام Cabal راهنمایی می‌شدند…

>> CABAL: احتمال گرفتن نتیجه مطلوب قابل افزایش است
CABAL: اگر بتوانیم به پایگاه اصلی شما برگردیم
CABAL: و هنگام حرکت دشمن را درگیر کنیم.
>> SLAVIK: نتجیه نهایی رو بگو Cabal
CABAL: همه آنها می‌میرند.
>> SLAVIK: پس این کار انجام می‌شود.

Cabal یک هوش مصنوعی بیولوژیکی بود که مجموعه ای از ذهن انسان‌ها را تشکیل می‌داد و از آنها به عنوان پردازنده استفاده می‌کرد، محل نگهداری آن توسط لوله‌های تعلیق در سنگرهای زیرزمینی بود. کمی‌بعد از جنگ، Cabal سرکش شد، تراتور را کشت و یک حمله مشترک به GDI و Nod انجام داد، همچنین با استفاده از تحقیقات ناد در ارتباط با Divination یک ارتش سایبرگ تقویت شده با تیبریوم در غیرنظامیان ایجاد کرد. در سال 2031 بود که بحران Firestorm رسما آغاز شد و بشریت را وارد تاریکترین لحظات خود کرد.

CABAL: ای انسان به صداهای انقراض خود گوش کن.

ناد و GDI علیه Cabal متحد شدن و همین اتحاد برای نابودی Cabal کافی بود، اما بخشی از Cabal همچنان فعال بود، بعد از شکست بدن Kane در یکی از لوله‌ها تعلیق قرار داده شد تا ذهن اون با ذهن Cabal مرتبط بود…

>> KANE: م – من …
CABAL: – من
>> KANE: بینایی من تغییر کرده است.
CABAL: -من
>> KANE: من-
>> CABAL: -شما …
>> KANE: برنامه‌های من مسیری پیش بینی نشده را دنبال کرده اند
>> KANE: اتحادیه Nod و GDI.
>> CABAL: شما-
>> KANE: من … ما …
>> KANE: ما …
CABAL: دستورالعمل‌های ما باید دوباره ارزیابی شوند …

قسمت سوم به زودی…..

برچسب ها
باخبرم کن
باخبر شدن از
10 دیدگاه
Inline Feedbacks
نمایش تمام دیدگاه ها

سلام دمتون گرم واقفعا عالی بود
داستان رو الان تا اینجاش فهمیدم
امیدوارم بتونید ادامه اش رو بذارید که عالی میشه
باز همن خدا قوت

بسیار عالی بود!!!
میتوانستید تمامی این داستان هارو بصورت ویدیو دربیاورید و رو ویدیو بازگو کنید و در یوتیوب آپلود کنید!!!

اقا ادامش کو؟

عالی

خیلی زیبا بود واقعا خاطرات زیادی رو برای من زنده کرد لطفا در اولین فرصت ادامشو بزارین یا داستان های دیگر در مورد سری ژنرال.

کارت خوب بود من تقریبا تمام سری C&C بازی کردم و به داستان هاش هم توجه کردم ولی این مدل روایت کردن هم جدید جذاب بود فقط بعضی جاها متن ات خشک و از حالت روان بودن درمیومد ولی در کل ۵ ستاره بود