به جرئت میتوانم بگویم که تنها سبکی که هرگز از آن خسته نمیشود، سبک بومر شوتر (Boomer Shooters) است که به بازیهای اول شخص سبک رترو (Retro) میگویند. این سبک از دهه 70 میلادی وجود دارد و همچنان زنده است. زنده کلمه مناسبی نیست، بهتر است بگویم که این سبک فراتر از صرفا زنده بودن رفته است. در چند سال اخیر، چندین بازی بومر شوتر منتشر شده که بازی Impaler Gold که قرار است در این نقد و بررسی به آن بپردازیم، صرفا یکی از آنها است. با این حال، سازندگان بازی Impaler Gold در ساخت بازی خلاقیتی به خرج دادهاند که نه تنها منجر به بد شدن بازی نشده، بلکه باعث جالبتر شدن آن نیز شده است.
اینقدر میکٌشیم تا شخص اهریمن ظهور کند
بازیهای سبک بومر شوتر همگی اول شخص هستند و به دلیل سریع بودن روند درگیریها و کشتن چند دهتا دشمن که به سمت شما میآیند، معمولا گیمپلی خاص و مشابه به هم دارند. سازندگان این سبک بازیها اغلب سعی میکنند با استفاده هوشمندانه و جذاب از یک موضوع و محیط داستانی جالب، مخاطب را به خود جذب کنند. بازیهای رترو زیادی وجود دارد که هر کدام در دنیاهای خاص به خودشان دنبال میشوند: در قرون وسطی، جنگ جهانی، شهرک کمونیستی، دوران دایناسورها، موجودات فضایی، اهریمنها و کلی دنیای دیگر که هر کدام خاص به یک بازی یا در مواردی، چند بازی است.

بازی Impaler Gold استثنا نیست و همان محیط جهنمی مبارزه با موجودات اهریمنی و شیاطین را دارد، اما این بازی در ساخت خود و شکل دادن به گیمپلی، آن راه کلاسیک ایجاد مراحل داستانی و رفتن از آن سطح به آن سطح را ایجاد نکرده است، بلکه آمده از مینیمالیسم در ساخت این بازی استفاده کرده است، خلاقیتی که من بابتش سازنده را تحسین میکنم. خیلی خلاصه بخواهم بگویم، در این بازی شما در یک محیط بسته یا به عبارتی Arena قرار میگیرید که به صورت Wave طور جلو میرود و هر چه پیش میروید، بازی دشوارتر، موجودات بیشتر و گردن کلفتتر میشوند.
همچنین باید اشاره کرد که بازی Impaler Gold یک عنوان روگلایک نیز است. اِلمانهای روگلایک بسیار عالی در آن پیاده شده است و آن دلزدگی و خستهکننده بودنی که اغلب بازیهای روگلایک به شما میدهند را اصلا و ابدا نمیدهد. شما هر بار که پیش میروید، بازی با تغییراتی در درجه سختیاش مواجه شده است. مثلا اگر یک بار رکورد بالایی زده باشید و خیلی پیش رفته باشید، بازی این موضوع را ثبت میکند و میداند و بر اساس آن، شما را بیشتر به چالش میکشد.
این بازی مصداق بارز “زیبایی در سادگی” است
این بازی در عین سادگی، به شدت اعتیادآور و جذاب است. محتوای بازی به اندازه است، تنوع دشمنان نسبتا بالا است و هر چه هم پیش میروید، هیولاهای سختتر، بزرگتر و قویتر به گذرتان میخورد. اینطور است که وقتی فکر میکنید دیگر حریف همه هستید، ناگهان هیولایی ظاهر میشود که تمام نقشههایتان را نقشه بر آب میکند. بازی در زمینه گیمپلی و جذاب بودن، واقعا هیچ نکته منفی ندارد. در کنار چوب جادو اهریمنیای که در دست دارید و خود قدرتهایی دارد، سلاح اصلی هم میتوانید به دست بگیرید. سلاح را پیش از آغاز بازی از بین سلاحهایی که موجود است باز میکنید.

سلاحها از همان اول کار باز نیستند و شما باید به طور ساده صرفا با بازی کردن و انجام تسکهای به خصوصی که زیر هر اسلحه زده، سلاحها را باز کنید. بازی با هر سلاح به نوبه خود جذاب و چالشبرانگیز است. اجازه دهید کمی در مورد محیط آرنا بازی که نبردهای شما با موجودات بازی در آن صورت میگیرد صحبت کنیم. در آرنا هر چه جلوتر میروید، بازی بیشتر سعی میکند با ایجاد موانع، شما را به چالش بکشد. یک جامهایی هم وجود دارد که در خلال نبردها، اگر بتوانید آنها را در جایی که بازی خواسته بگذارید، سکه بیشتری دریافت میکنید. با سکه بیشتر میتوانید قابلیتهای اضافه و به درد بخور مانند جان بیشتر و قویتر شدن سلاحتان بگیرید.
گرافیک چشمنواز بسیار عالی و موسیقی متن بسیار برازنده
گرافیک بازی همان حالت کلاسیک بازیهای سبک بومر شوتر دهه 90 را دارد، اما اصلا و ابدا ضعیف نیست و طوری نیست که چشمانتان را درد بیاورد، برعکس، به شدت چشم نواز و خوب است. موسیقی متن بازی هم واقعا عالی است و آن هیجان و آدرنالینی که دنبالش هستید را به خوبی هر چه تمام به شما میدهد. به طور خلاصه، گرافیک و موسیقی بازی واقعا بینقص و خوب است.

نظرات (۰)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارید!