در عصری که سبک روگلایت (Roguelite) با انبوهی از عناوین تکراری اشباع شده، جلب توجه مخاطبان نیازمند ترکیب هوشمندانهی فرمولهای موفق با ایدههای تازه است. بازی Lootbound، ساختهی استودیوی ArtDock و ناشر Dreland Enterprises، یکی از همین عناوین مستقل (Indie) است که با دست گذاشتن روی المانهای محبوب D&D، مبارزات نوبتی و سیستم مدیریت کولهپشتی (Inventory Management) پا به عرصه گذاشته است. اما آیا این عنوان در مقام عمل توانسته است پتانسیلهای خود را به بالانس و سرگرمی پایدار تبدیل کند؟
نبرد بر سر سانتیمترهای کولهپشتی و چالش بالانس

در نگاه اول، هستهی اصلی جذابیت بازی در نحوهی مدیریت تجهیزات نهفته است. در این بازی آیتمها اسلات مشخص و پیشفرضی ندارند؛ شما باید مانند یک معما (Puzzle) آیتمهای مختلف را بچرخانید و در خانههای محدود کولهپشتی خود بچینید. سیستم «هالهی آیتمها» (Item Auras) نیز باعث میشود تا جابهجایی یک آیتم، قدرت تدافعی یا تهاجمی شما را تغییر دهد و ابعاد استراتژیک جالبی به چیدمان ببخشد.
اما مشکل اصلی بازی زمانی خود را نشان میدهد که وارد میدان نبرد میشوید. سرعت کلی بازی بسیار کند است و چرخهی گیمپلی پس از بریدن چند موج از دشمنان، خیلی زود تکراری و خستهکننده میشود. علاوه بر این، درجهی سختی بازی اصلاً بالانس نیست؛ بازی به شکلی ناگهانی و غیرمنطقی سخت میشود و حس بیرحمی نامتوازن را به بازیکن منتقل میکند. عدم امکان کنترل مستقیم روی همراهان (Companions) در کنار این عدم بالانس، گاهی اوقات شکست در مبارزات را نه به پای کمکاری بازیکن، بلکه به پای درجه سختی غیرمنطقی بازی میگذارد.
هنر بصری چشمنواز و موسیقی همراه

یکی از نقاط روشن Lootbound بخش هنری و صوتی آن است. آرت پیکسلآرتی بازی بسیار قشنگ، باکیفیت و چشمنواز کار شده و به خوبی توانسته اتمسفر سنگین و تاریک دنیای بازی را به تصویر بکشد. در کنار جلوههای بصری، موسیقی پسزمینه (Background Music) بازی عملکرد بسیار خوبی دارد و ریتم شنیداری مناسبی را در طول گشتوجوها ایجاد میکند. صداگذاریها و آهنگها به خوبی با فضای دارکفانتزی بازی همخوانی دارند و حس حضور در اعماق سیاهچالهها را تقویت میکنند.
عملکرد فنی، لودینگ و تنظیمات محدود

از نظر فنی، بازی در اولین اجرا دچار مشکل شد و کرش (Crash) کرد؛ با این حال از اجرای دوم به بعد وضعیت پایدار شد و مشکل خاصی در اجرای روان دیده نشد. سرعت بارگذاری (Loading) بازی نیز پس از ورودی اولیه در حد سریعی قرار دارد. اما بزرگترین ضعف بازی در بخش رابط کاربری فنی، محدود بودن شدید بخش تنظیمات (Settings) است. بازی گزینههای بسیار کمی برای شخصیسازی در اختیارتان میگذارد و متأسفانه امکان تغییر و شخصیسازی کلیدها (Key Binding) در آن وجود ندارد؛ نقطهضعفی که برای یک بازی دسکتاپ اصلاً قابل چشمپوشی نیست و روانی کار با کنترلها را تحت تاثیر قرار میدهد.
جمعبندی
بازی Lootbound ایدههای اولیهی جذابی در زمینه مدیریت کولهپشتی و آرت پیکسلآرتی قشنگی دارد و موسیقی بکگراند آن گوشنواز است. اما سرعت کند بازی، چرخهی گیمپلی تکراری، درجه سختی غیربالانس و تنظیمات بسیار محدود (مانند نبود Key Binding) باعث شده تا بازی از تبدیل شدن به یک اثر روگلایت معرکه باز بماند. این عنوان میتواند برای طرفداران سرسخت این سبک تجربهی سرگرمکنندهای باشد، اما نیازمند آپدیتهای تعادلی و فنی بیشتری از سوی سازندگان است.
نظرات (۰)
هنوز دیدگاهی ثبت نشده
اولین نفری باشید که دیدگاه خود را به اشتراک میگذارید!